Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سس

تلفظ بین المللی : /sˈos/ تلفظ :‌ [s'os]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • سِس
  • سُس
  • سُسّ
  • سس ماهی
  • سس پنیر
  • سس سویا
  • سس فلفلی تاباسکو
  • سس کچاپ
  • سس بخارده خر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سس . [ س ُ ] (فرانسوی ، اِ) چاشنی بعضی اغذیه . رب . (فرهنگ فارسی معین ).

سس. [ س ِ ] ( اِ ) گیاهی است ازتیره پیچکیان ، گیاهی است کاملاً انگل گیاهان دیگر شده برگهای آن از میان میرود و انتشار آن بحدی زیاد است که ممکن است مزرعه ای را از میان ببرد، و جنس دیگری از آن بنام افتیمون که انگل نعناع میشود سابقاً در بیماری معدی و قلبی بکاررفته. ( گیاه شناسی گل گلاب ص ...

فرهنگ عمید

چاشنی‌ای که با بعضی خوراک‌ها بخورند یا روی خوراک بریزند.

گیاهی انگلی و بی‌برگ که فقط گل‌های ریز دارد و مانند ریسمان به گیاه‌هایی که ساقه‌های نرم دارند از قبیل خیار، خربزه، و شبدر می‌پیچد و مواد غذایی آن‌ها را جذب می‌کند و سبب زردی و نابودی آن‌ها می‌شود؛ پیچ شبدر.

گیاهی انگلی و بی برگ که فقط گل های ریز دارد و مانند ریسمان به گیاه هایی که ساقه های نرم دارند از قبیل خیار، خربزه، و شبدر می...

فرهنگ معین

(سُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی چاشنی خمیری شکل برای تکمیل طعم غذا.

(س ) (اِ.) گیاهی است از تیرة پیچکیان که جزو نباتات عالیة طفیلی است و چون بیشتر به گیاه شبدر حمله می کند آن را پیچ شبدر نیز گویند. سس به وسیلة مکینه هایی مواد غذایی گیاه میزبان را اخذ می کند و آن را زرد رنگ می سازد و از بین می برد، حامول .

(سُ ) [ فر. ] (اِ. ) نوعی چاشنی خمیری شکل برای تکمیل طعم غذا. (س ) (اِ. ) گیاهی است از تی...

دانشنامه آزاد فارسی

سِس (dodder)سِسگیاهی انگلی، از جنس سس (کوسکوتا)، تیرۀ پیچک (کونولولاسه). این گیاه فاقد برگ یا ریشه است. ساقۀنازک آن به دور گیاه میزبانمی پیچد و مکینههای خود را به داخل بافت آن فرو می کند و مواد غذایی را بیرون می کِشد. گل های سس بسیار ریز و به رنگ های سفید، صورتی و گاهی مایل به زردند. در ایران، از این جنس بیش از ۱۸ گونه یافت می شود که انگل گیاهان زراعی و وحشی اند.wikijoo: سس سس (آشپزی). در مکاتب گ...

فرهنگ فارسی

رب، چاشنی بعضی ا خوراکیها، که روی آن بریزند
( اسم ) چاشنی بعضی اغذیه رب .

دانشنامه عمومی

سُس، مایع غلیظی است که برای طعم و مزه دادن به انواع غذاها یا جذاب تر به نظر آمدن آن ها به کار می رود. برای مزه دارتر کردن غذا چاشنی های گوناگونی بکار می رود که سس ها جزئی از آن ها هستند. سس یک وامواژه لاتین در زبان فارسی است.سس بشامل: اساس آن را آرد و شیر تشکیل می دهد.سس ولوتهسس هالندیزسس گوجه فرنگی: اساس آن را گوجه فرنگی تشکیل می دهد.سس اسپانیولسس ها نقش مهمی در تهیه غذاهای فرانسوی دارند. سس های ...

گویش مازنی

سست لق

۱بی نمک ۲بدمزه

سبوس برنج و گندم

/sos/ سبوس برنج و گندم & بی نمک - بدمزه & سست لق

مترادف و متضاد

چاشنی، رب

dressing (اسم)
ارایش، لباس، مرهم، مخلفات، چاشنی، سس، مرهم گذاری وزخم بندی

فرهنگستان زبان و ادب

{Cuscuta} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از سِسیان انگلی با گل های کوچک سبز و ساقه های نارنجی

کلمات مرتبط

  • سِس
  • سُس
  • سُسّ
  • سس ماهی
  • سس پنیر
  • سس سویا
  • سس فلفلی تاباسکو
  • سس کچاپ
  • سس بخارده خر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات