معانی کلمه : سر کل
فرهنگ فارسی
نفی بلد کردن . تبعید کردن اخراج کردن
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱گردوی بزرگ در تیله بازی و گردو بازی ۲شاداب سرحال ۳انگیزه ...
/sar kel/ گردوی بزرگ در تیله بازی و گردو بازی - شاداب سرحال ۳انگیزه
/sar kal/ سرازیر کردن ظروف حاوی مایعات سرازیر کردن و فرو ریختن مایعات
/sar kal/ سرازیر کردن ظروف حاوی مایعات سرازیر کردن و فرو ریختن مایعات
