Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرگین گردان

تلفظ بین المللی : /sˈerɡin ɡˈardɑn/ تلفظ :‌ [s'eRgin g'aRdAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • سرگین گردانک
  • گران سرین
  • سرگینگردان
  • گراند سالین سن بارتلمی
  • سرگین
  • سرگین خروس
  • سرگین زار
  • سرگین سوسمار
  • سرگین کش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

سرگین گردان. [ س ِ گ َ ] ( اِ مرکب ) جُعَل باشد و آن را کشتک نیز خوانند. ( جهانگیری ). سرگین غلطان است که جُعَل باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).خبزدوک. ( زمخشری ). رجوع به گوگال و گوگردانک شود.

فرهنگ عمید

جُعَل#NAME?

= جُعَل

کلمات مرتبط

  • سرگین گردانک
  • گران سرین
  • سرگینگردان
  • گراند سالین سن بارتلمی
  • سرگین
  • سرگین خروس
  • سرگین زار
  • سرگین سوسمار
  • سرگین کش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات