معانی کلمه : سخن پیشه
لغت نامه دهخدا
سخن پیشه. [ س ُ خَم ْ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) سخنور. ماهر در سخنرانی. خطیب :
در دست سخن پیشه یکی شهره درخت است
بی بار ز دیدار و همی ریزد از او بار.آنجا که سخن خیزد از چند و چه و چون
دانای سخن پیشه بخندد زاقوالش.
در دست سخن پیشه یکی شهره درخت است
بی بار ز دیدار و همی ریزد از او بار.آنجا که سخن خیزد از چند و چه و چون
دانای سخن پیشه بخندد زاقوالش.
فرهنگ فارسی
سخنور ماهر در سخنرانی خطیب
