سخن . [ س ُ ] (ع ص ) گرم . (منتهی الارب ).
سخن . [ س ُ ] (ع مص ) گرم بودن . (اقرب الموارد).
سخن . [ س َ] (ع مص ) اشک گرم گریستن یعنی محزون و غمناک بودن . || (اِ) تب یا گرمی یا زیادت گرمی . (منتهی الارب ). تب ، و گفته شده است گرمی . (اقرب الموارد).
تکیه ای: harf
طاری: qâya
طامه ای: harf
طرقی: qâya
کشه ای: qâya
نطنزی: harf
ادبیات، شعر
بیان، عرض، قول، کلام، گفتار، گفتگو، مقال، نطق، گفت، حرف
۱. بیان، عرض، قول، کلام، گفتار، گفتگو، مقال، نطق، گفت، حرف
۲. ادبیات، شعر