Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سخن جوی

تلفظ بین المللی : /sˈoxan dʒˈuːj/ تلفظ :‌ [s'oxan dZ'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جویده سخن گفتن
  • هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
  • با خاک یک سان کردن جایی
  • جایزه بزرگ سان مارینو
  • جایزه رمان نویسی کرئو د سن ژردی
  • جایزه کرئو د سن ژردی
  • سان جاوینو مونراله
  • تک سخنگویی
  • سخنگوی زن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سخن جوی. [ س ُ خ َ ]( نف مرکب ) متجسس. محقق. کنجکاو. ( ولف ) :
پزشکی سراینده برزوی بود
به پیری رسیده سخن جوی بود.
فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 2500 ).
بیاید سخن جوی پویان ز پس
نبد آگه از راز او هیچکس.
فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 2597 ).

فرهنگ فارسی

متجسس محقق کنجکاو

کلمات مرتبط

  • جویده سخن گفتن
  • هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
  • با خاک یک سان کردن جایی
  • جایزه بزرگ سان مارینو
  • جایزه رمان نویسی کرئو د سن ژردی
  • جایزه کرئو د سن ژردی
  • سان جاوینو مونراله
  • تک سخنگویی
  • سخنگوی زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات