Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سحاء

تلفظ بین المللی : /sahˈɑ/ تلفظ :‌ [sah'A]
لغت نامه دهخدا
  • سحاءه
  • سحا
  • سحاب
  • سحاب اصفهانی
  • سحاب البحر
  • سحاب منظر
  • سحاب نوال
  • سحاب کف
  • سحابه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سحاء. [ س ِ ] (ع اِ) ج ِ سحاءة، مهر نامه . رجوع به سحاءة و سحای شود. || سازنده ٔ بیل . (المنجد) (اقرب الموارد).

سحاء. [ س َح ْ حا ] (ع ص ) (از س ح ح ) ریزان ، و منه یمین اﷲ سحاء؛ ای دائمة الصب بالمطا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (از س ح ی ) آنکه خاک و گل را از زمین رندد. || باغبان که از بیل خیابان و غیره را آرایش دهد. (منتهی الارب )....

کلمات مرتبط

  • سحاءه
  • سحا
  • سحاب
  • سحاب اصفهانی
  • سحاب البحر
  • سحاب منظر
  • سحاب نوال
  • سحاب کف
  • سحابه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات