سحاب . [ س َ ] (اِخ ) نام شمشیر ضراربن الخطاب . (منتهی الارب ).
سحاب . [ س َ ] (اِخ ) نام پرچمی است مربوط بدوره ٔ ابومسلم خراسانی . (تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان ج 1 ص 134)....
فرهنگ عمید
ابر.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (اِ. ) ابر، واحد سحابه . ج . سحایب .
فرهنگ فارسی
( میرزا سید ) محمد بن سید احمد هاتف ( شاعر معروف ) اصفهانی . شاعر اوایل قاجار ( ف.۱۲۲۲ ه.ق.۱۸٠۷ م. ) وی بدربار فتحعلی شاه قاجار تعلق داشت و تذکره (( رشحات سحاب ) ) را بنام آن پادشاه تالیف کرد . دیوانش شامل قریب ۵٠٠٠ بیت است . پیرو شاعران قرنهای هفتم و هشتم است .ابر، سحب جمع، واحدش سحابه( اسم ) ابر واحد سحابه جمع سحب . توضیح : جوهر بخاری متکاثف طافی در هوا و آن از وجهی متوسط میان آب و هواست .نام عم...
دانشنامه عمومی
سحاب به معنی ابر می تواند به موارد زیر اطلاق شود:مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحابسحاب (شهر)wiki: استان عمان است که در کشور اردن واقع شده است. جمعیت این شهر ۴۳٫۹۰۹ نفر است.اردنفهرست شهرهای اردنwiki: سحاب (شهر)...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sahāb) (عربی) ابر ، تودهی بخار آب که به رنگهای سفید ، خاکستری در آسمان دیده میشود.
اسم: سحاب (پسر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: sahāb) (فارسی: سَحاب) (انگلیسی: sahab) معنی: ابر، میغ، توده بخار آب، توده ی بخار آب که به رنگهای سفید، خاکستری در آسمان دیده می شود
مترادف و متضاد
ابر، رباب، غمام، غمامه، میغ
cloud(اسم)
ابر، توده انبوه، سحاب، توده ابرومه
nebula(اسم)
لکه، ابر، سحاب
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَّحَابَ: ابرهامعنی یَرْکُمَهُ: که متراکم و انباشته سازد (از کلمه رکم به معنای جمع کردن و قرار دادن چیزی است بر روی چیزی دیگر ، ابر پر پشت را هم از همین جهت سحاب مرکوم میگویند که قطعات آن رویهم قرار دارد ، پس سحاب مرکوم یعنی مجتمع ابر و مجموع آن ، و تراکم اشیاء به معنای رویهم قرار ...ریشه کلمه: سحب (۱۱ بار)بعضی «سحاب» را به معنای ابر دانسته اند، ولی بعضی معتقدند: «غمام» مخصوصاً ...