کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سجلاط | کلماتور
معانی کلمه : سجلاط
تلفظ بین المللی :
/sadʒlˈɑt/
تلفظ :
[sadZl'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سجلاطس
سجلاطی
سجلات
سقلاطون
سلاط
سلاطه
سلاطین
تاریخ سلاطین ساسانی
تاریخ سلاطین منغیتیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سجلاط. [ س َ ج ُ / س ِ ج ُ ] (اِ) به لغت یونانی یاسمین را گویند که یاسمن زرد و یاسمن سفید باشد. (برهان ) (الفاظ الادویه ). در المعرب جوالیقی ص 184 سطر 6 و در منتهی الارب بدین معنی بکسر اول و دوم و تشدید سوم آمده است . رجوع به سجلات شود....
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) [قدیمی] = یاسمین
۲. نوعی پوشش هودج.
۳. جامۀ کتانی نقش ونگاردار.
فرهنگ فارسی
چیزی است از صوف که زنان بر هودج اندازند . یا جامه کتان نگارین پر شکل نگار خاتم .
کلمات مرتبط
سجلاطس
سجلاطی
سجلات
سقلاطون
سلاط
سلاطه
سلاطین
تاریخ سلاطین ساسانی
تاریخ سلاطین منغیتیه
نظرات