ستام. [ س ِ ] ( اِ ) ساخت و یراق زین اسب مطلقاً، لجام و سرافسار محلی بزر و نقره. ( برهان ).ساخت زین یعنی لجام و یراق زین اسب محلی بزر و نقره. ( انجمن آرا ). ساخت مرکب. ( رشیدی ). زیوری است که به اسب تعلق دارد. ( غیاث ). استام. اوستام : بر اسبی نشانده ستامی بزربزر اندرون چند گونه گهر.فردوسی.درزمان سوی تو فرستادی رخش با زین خسروی و ستام.فرخی.بهایی بر آن رنگهای شگفت نوندی بر آن بر ستامی گران.فرخی.رسو...
فرهنگ عمید
۱. دهنه، لگام، سر افسار. ۲. آنچه از سازوبرگ اسب که با طلا و نقره و جواهر زینت داده باشند: هزار اسب مرصّع گوش تا دم / همه زرّین ستام و آهنین سُم (نظامی۲: ۳۰۲ ).
فرهنگ معین
(س ) (اِ. ) زین و یراق اسب .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ساق و یراق زین اسب . ۲ - لگام مخملی مزین بزر و سیم .