Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سام

تلفظ بین المللی : /sˈɑm/ تلفظ :‌ [s'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • سأم
  • سام ابرص
  • سام ازهام
  • سام بوکا
  • سام بوکوس
  • سام بیذ
  • سام دست
  • سام رزم
  • سام سوار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سام . (اِخ ) از قراء غوطه دمشق است . (معجم البلدان ).

سام . (اِخ ) نام کوهی است مر هذیل را. (منتهی الارب ).

سام . (اِخ ) نام کوهی است در ماوراءالنهر. (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (جهانگیری ).

سام . (اِخ ) عموسام . شخصیت مضحکی است از دموکراسی ایالات متحده ٔآمریکا. نام وی مع...

فرهنگ عمید

۱. ورم؛ آماس.
۲. مرض.

دارای سَم؛ زهردار؛ زهرناک.
⟨ سام ابرص: (زیست‌شناسی) [قدیمی] جانوری شبیه چلپاسه؛ ماترنگ؛ ماتورنگ.

۱. ورم، آماس.
۲. مرض.
دارای سَم، زهردار، زهرناک.
* سام ابرص: (زیست شناسی ) [قدیمی] جانوری شبیه چلپاسه، ماترنگ، ماتورنگ.

فرهنگ معین

(اِ.) 1 - بیماری . 2 - ورم .

[ ع . ] (اِ.) سبیکة زر و سیم .

[ ع . ] (اِ.) خیزران (واحد آن سامه ).

(مّ) [ ع . ] (ص .) 1 - زهردار، ذوسم . 2 - سام ابرص .

[ ع . ] (اِ. ) سبیکة زر و سیم .
[ ع . ] (اِ. ) خیزران (واحد آن سامه ).
(مّ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - زهردار، ذوسم . ۲ - سام ابرص .
(اِ. ) ۱ - بیماری . ۲ - ورم .

دانشنامه آزاد فارسی

(به معنی سیاه) پسر نَریمان و پدر زال. بنا بر روایات ، جهان پهلوانِ مَنوچهر بود. از روایت ها چنین برمی آید که سام بلندپایه ای آزاده بود. چون نوذَر، براثر ستمگری، با شورش مردم روبه رو شد، سام را به یاری خواند. با آمدن سام مردم به او روی آوردند و از او خواستند که شاه ایران شود. سام نپذیرفت و بزرگان را از دشمنی با نوذر برحذر داشت و نوذر را به راه راست آورد. اما کار نوذر بار دیگر سستی گرفت و اَفراسیاب ...

فرهنگ فارسی

پسر بزرک نوح

نام پدر بزرگ رستم

← سامانۀ اطلاعات مکانی

نام پسر بزرگ نوح ۴ که نژاد سامی را بدو نسبت دهند . وی با زوجه خود داخل کشتی نوح شد و از طوفان رهایی یافت .
ورم، آماس، مرض، دارای سم، زهردار، زهرناک
( صفت ) ۱ - زهر دار ذوسم . ۲ - سام ابرص .
بستوه آمدن

دانشنامه عمومی

(اوستایی) سیاه.

سام: آﺗﺶ مقدس ،ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﭘﯿﻤﺎﻥ از ﺷﺨﺼﯿﺘﻬﺎﻯ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ، ﻧﺎﻡ ﭘﻬﻠﻮاﻥ اﯾﺮاﻧﯽ ﭘﺴﺮ ﻧﺮﯾﻤﺎﻥ و ﭘﺪر زاﻝ و ﺟﻬﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮاﻥ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ در زﻣﺎﻥ ﻣﻨﻮﭼﻬﺮ ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﭘﯿﺸﺪادﻯ

سام می تواند به موارد زیر اشاره کند:سام پسر نریمانسام پسر نوحعمو سام لقبی برای آمریکاwiki: بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۲۰۶۰ نفر است.wiki: استان بولکیمده در بورکینافاسوی غربی مرکزی است جمعیت آن ۱۰۹۹ نفر است.wiki: سام (کوکولوگو)...

گویش مازنی

۱هرم ۲گرما

/saam/ هرم - گرما

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: sām) (در اوستایی) به معنی سیاه ؛ نام خانواده‌ای ایرانی ؛ (در اعلام) جهان پهلوان ایرانی نواده‌ی گرشاسب جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان ؛ (در عبری) سام به معنی 'اسم' است و آن نام فرزند ارشد نوح نبی (ع) می باشد.

اسم: سام (پسر) (فارسی، اوستایی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: sām) (فارسی: سام) (انگلیسی: sam) معنی: آتش، از شخصیتهای شاهنامه، به معنی سیاه، نام خانواده ای ایرانی، ( اَعلام ) ...

مترادف و متضاد

خیزران

ورم، آسم

سرسام، دوار

بیماری، مرض، ناخوشی

صفت ≠ بی‌زهر، غیرسمی

سمی، زهردار، خطرناک، زهرناک

۱. بیماری، مرض، ناخوشی
۲. ورم، آسم
۳. سرسام، دوار
۴. خیزران
۵. سمی، زهردار، خطرناک، زهرناک ≠ بیزهر، غیرسمی
۶. آتش ≠ آب

inflammation (اسم)سوزش، التهاب، احتراق، اماس، سام، شعله ور سازیswelling (اسم)خیز، ورم، سامinfectious (صفت)ساری، ...

فرهنگستان زبان و ادب

{GIS} [مهندسی نقشه برداری] ← سامانۀ اطلاعات مکانی

کلمات مرتبط

  • سأم
  • سام ابرص
  • سام ازهام
  • سام بوکا
  • سام بوکوس
  • سام بیذ
  • سام دست
  • سام رزم
  • سام سوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات