معانی کلمه : سایه ترس
لغت نامه دهخدا
سایه ترس. [ی َ / ی ِ ت َ ] ( ص مرکب ) جن زده. دیو زده :
زیر مبین تا نشوی پایه ترس
پس منگر تا نشوی سایه ترس.
زیر مبین تا نشوی پایه ترس
پس منگر تا نشوی سایه ترس.
فرهنگ عمید
کسی که حتی از سایۀ خود بترسد، بسیارترسو.
فرهنگ فارسی
جن زده
