Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سایله

تلفظ بین المللی : /sˈɑjelˌeː/ تلفظ :‌ [s'Ajel,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ام سیله جزیره
  • سایره
  • سایه
  • سایه 1
  • سایه 2
  • سایه 3
  • سایه 4
  • سایه آمیزی
  • سایه افکن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سایلة. [ ی ِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث سائل . رجوع به سائل و سائله شود.

( سایلة ) سایلة. [ ی ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث سائل. رجوع به سائل و سائله شود.
سائله. [ ءِ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث سائل. رجوع به سائل شود. || ( اِ ) سپیدی پیشانی و قصبه بینی که به اعتدال باشد. ( منتهی الارب ). || سپیدی که تا نرمه بینی رسیده باشد و آن را نیز سپید گ...

فرهنگ فارسی

۱ - مونث سایل . ۲ - ( اسم ) سپیدی پیشانی و قصبه بینی که باعتدال باشد . یا نفس سایله . خون جهنده . یا صاحب نفس سایله . جانداری که چون سر او را ببرند خون از رگهای وی بجهد حشرات ماهیها .

کلمات مرتبط

  • ام سیله جزیره
  • سایره
  • سایه
  • سایه 1
  • سایه 2
  • سایه 3
  • سایه 4
  • سایه آمیزی
  • سایه افکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات