Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساقیگری

تلفظ بین المللی : /sˈɑq1iɡˌari/ تلفظ :‌ [s'Aq1ig,aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • ساقیگری کردن
  • ساقی گری
  • ساقیگر
  • سایرین
  • سایگی
  • سازگری
  • ساطیریا
  • ساقری
  • ساقری سوخته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ساقیگری. [ گ َ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل ساقی. ساقی بودن. شرابداری. پیاله گردانی. سقایت شراب کسانی را با پیاله : و به ساقیگری مشغول شدند هر دو ماهروی. [ طغرل و یار وی ]. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 253 و چ فیاض ص 252 ). و زنان و مهتران نیکو روی را به افسون بیاوردندی و به ساقیگری بداشتندی. ( مجمل التواریخ و القصص ).به کام دل می پرستان شبی به ساقیگری خاست نوشین لبی.غالب.رجوع به ساقی شود....

فرهنگ عمید

ساقی بودن، پیاله گردانی، شراب داری، شغل و عمل ساقی.

مترادف و متضاد

چمانی، شرابداری، نوشگری ≠ میگساری، شرابخواری


کلمات مرتبط

  • ساقیگری کردن
  • ساقی گری
  • ساقیگر
  • سایرین
  • سایگی
  • سازگری
  • ساطیریا
  • ساقری
  • ساقری سوخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات