کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ساقیگر
تلفظ بین المللی :
/sˈɑq1iɡˌar/
تلفظ :
[s'Aq1ig,aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ساقیگری کردن
ساقیگری
سایگربن
سابیر
ساتیر
ساختگرا
ساختگرایی
ساریگ
سازگری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ساقیگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) شرابدار. ( ناظم الاطباء ). ساقی. پیاله گردان.
کلمات مرتبط
ساقیگری کردن
ساقیگری
سایگربن
سابیر
ساتیر
ساختگرا
ساختگرایی
ساریگ
سازگری
نظرات