Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساخر

تلفظ بین المللی : /sˈɑxer/ تلفظ :‌ [s'AxeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ساخره
  • ساخری
  • ساخرنگ
  • الساخرین
  • دِنای نیم ساخته
  • دژم ساختن
  • دیر ساختن
  • ر ـ ساخت
  • رابطۀ ساختار ـ اثر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ساخر. [ خ ِ ] (ع ص ) فسوس کننده . (آنندراج ). مسخره کننده . مستهزی ٔ. (تفسیر ابوالفتوح چ 2 ج 8 ص 381 و 388). استهزاکننده . خنده ستانی کننده ... تمسخر کننده . ریشخند کننده .

ساخر. [ خ ِ ] ( ع...

فرهنگ معین

(خِ ) [ ع . ] (اِفا. ) سخره کننده ، مسخره کننده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) سخره کننده مسخر کننده استهزا کننده مستهزیئ .
ناحیه یا شهر کوچکی در مشرق سیستان و در ناحیه غور و هرات بوده

کلمات مرتبط

  • ساخره
  • ساخری
  • ساخرنگ
  • الساخرین
  • دِنای نیم ساخته
  • دژم ساختن
  • دیر ساختن
  • ر ـ ساخت
  • رابطۀ ساختار ـ اثر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات