Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساجر

تلفظ بین المللی : /sˈɑdʒer/ تلفظ :‌ [s'AdZeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ده ساجر
  • ساجرد
  • ساجرون میس
  • دیوانه سار
  • رستم بن سار
  • رود سار
  • زاغ سار
  • زیرک سار
  • ساتر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ساجر. [ ج ِ ] (اِخ ) موضعی است . (شرح قاموس ) (منتهی الارب ) (آنندراج ).

ساجر. [ ج ِ ] (اِخ ) آبی است در یمان در وادی سر. (معجم البلدان ). و از سیل فراهم می آید. (تاج العروس ). و گفته اند در بلاد بنی ضبة و عکل است . (معجم البلدان ).

ساجر. [ ج ِ ] (ع ص ، اِ) جائی است که سیل بدان بگذرد و آن را پر کند. (تاج العروس ) (...

فرهنگ فارسی

موضعی است

کلمات مرتبط

  • ده ساجر
  • ساجرد
  • ساجرون میس
  • دیوانه سار
  • رستم بن سار
  • رود سار
  • زاغ سار
  • زیرک سار
  • ساتر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات