Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیر حلقی

تلفظ بین المللی : /zˈir hˈalq1i/ تلفظ :‌ [z'iR h'alq1i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیرحلقی
  • حلقه های کشت زار
  • زیرحلقه
  • زیر
  • زیر اب
  • زیر ابکی
  • زیر ابی
  • زیر از میانه
  • زیر افکندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زیرحلقی. [ ح َ ] ( ص نسبی ، اِ مرکب ) سیلیی که بر چانه زنند و توی حلقی نیز گویند. ( آنندراج ). زدن بر زیر چانه. ( ناظم الاطباء ). با خوردن و زدن صرف شود :
بسکه باشد باطنت ناصاف از حرص و هوا
زیرحلقی چون فواق از خویش صد جا میخوری.
شفیع اثر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سیلیی که بر چانه زنند و توی حلقی نیز گویند . زدن بر زیر چانه .

کلمات مرتبط

  • زیرحلقی
  • حلقه های کشت زار
  • زیرحلقه
  • زیر
  • زیر اب
  • زیر ابکی
  • زیر ابی
  • زیر از میانه
  • زیر افکندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات