Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیر

تلفظ بین المللی : /zˈir/ تلفظ :‌ [z'iR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • زیر اب
  • زیر ابکی
  • زیر ابی
  • زیر از میانه
  • زیر افکندن
  • زیر امدن
  • زیر اوردن
  • زیر باج
  • زیر باجیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زیر. [ زَی ْ ی ِ ] (ع ص ) (از «زور») خشمناک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

زئر. [ زَءِ ] ( ع ص ) شیر غرنده. ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) :
ما مخدر حرب مستأسد اسد
ضبارم خادر ذوصولة زئر.
( تاج العروس ).
زیر. (اِخ ) ابن بلخی در ذیل «زیر و کوه جیلویه » آرد: این قهست...

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ بالا و زبر] پایین، ته.۲. علامتی به شکل «ـِ» که در پایین حرف گذاشته می شود، کسره.۳. (صفت ) [مقابلِ بم] (موسیقی ) صدای پست و نازک، صدای باریک.* زیر لب: [مجاز] سخن آهسته، سخنی که کسی آهسته با خود یا دیگری بگوید.* زیر نگین: [مجاز] چیزی که در تصرف یا زیر فرمان شخص باشد، بیشتر دربارۀ ملک و کشور اطلاق می شود.* زیروبالا:۱. پایین و بالا.۲. [قدیمی، مجاز] سخن بی معنی و نامربوط: بالای چنین اگر در ا...

فرهنگ معین

[ په . ] (ق . ) ۱ - پایین . ۲ - صدای نازک . ،~ بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن . ،~ پا گذاشتن بی اعتنایی کردن ، اهمیت ندادن . ، ~ چیزی را زدن آن را انکار کردن . ،~سیبلی رد کردن نادیده گرفتن .

فرهنگ فارسی

بانگ شیر مجازا بانگ کردن شتر نر و غرش وی مرد خشمناک که با صاحب خود خشونت ورزد
صدای پست ونازک، صدای باریک، مقابل بم، پایین، ته، مقابل بالاوزبر، کسره درپایین کلمه۱ - پایین تحت مقابل زبر بالا فوق . ۲ - پایین تحت مقابل روی زبر : زیر میز جای داد . ۳ - ( اسم ) قسمت تحتانی چیزی ته پایین مقابل زبر بالا فوق . ۴ - صدای پست و نازک مقابل بم . ۵ - سیم ساز . یا زیر و بالا ۱ - پایین ...

دانشنامه عمومی

زِیر (به انگلیسی: Xare) یک شکل از ورزش پیلوتای باسکی است. تجهیزات این ورزش شامل یک توپ و یک راکت تور مانند می شود. نام زمین بازی این ورزش " trinquete " می باشد . در وسط این زمین توری نصب شده است که بازیکنان باید همچون ورزش تنیس توپ را به سوی طرف مقابل دفع کنند. همچنین بازیکنان برای بازی، به کلاهی ایمنی (همچون کلاه دوچرخه سواری) نیازمندند.wiki: زیر...

گویش مازنی

نعلبکی

/zir/ نعلبکی

گویش اصفهانی

تکیه ای: ǰir
طاری: ǰer
طامه ای: ǰir
طرقی: ǰer
کشه ای: ǰer
نطنزی: ǰir

مترادف و متضاد

پایین، تحت، ته، ذیل ≠ بالا، زبر، فوق

bottom (اسم)پا، زیر، کف، کشتی، ته، بن، پایین، غورsole (اسم)زیر، شالوده، تخت، کف پا، تخت کفش، قسمت ته هر چیزacute (صفت)تند، نوک تیز، حاد، بحرانی، تیز، حساس، زیرک، تیزرو، زیر، روشن بین، تیز نظر، شدید، تیزnether (صفت)زیر، پایین، واقع در پایین، واقع در زیرhigh-toned (صفت)زیر، عالی، باب روز، دارای صدای زیرunder (حرف اضافه)زیر، تحتbeneath (حرف اضافه)زیرdown (حر...

واژه نامه بختیاریکا

وا زیر

کلمات مرتبط

  • زیر اب
  • زیر ابکی
  • زیر ابی
  • زیر از میانه
  • زیر افکندن
  • زیر امدن
  • زیر اوردن
  • زیر باج
  • زیر باجیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات