کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زور-دست | کلماتور
معانی کلمه : زور دست
تلفظ بین المللی :
/zˈuːr dˈast/
تلفظ :
[z'u:R d'ast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ادم زیر دست
زیر دست نواز
زیر دست یا مطیع کردن
دست راستش زیر سر من
دست شکسته ای زیر سر کسی داشتن
زیر دستی
چارپایه زیر مستراح دستی
زر دستی
زبر دستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زوردست. [ دَ ] ( ص مرکب ) قوی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :
دلیری به رزم اندرون زوردست
همان پاکدینی و یزدان پرست.
فردوسی ( یادداشت ایضاً ).
رهی گشتند او را زوردستان
ز دل کردند بیرون مکر و دستان.
( ویس و رامین ).
فرهنگ فارسی
قوی
کلمات مرتبط
ادم زیر دست
زیر دست نواز
زیر دست یا مطیع کردن
دست راستش زیر سر من
دست شکسته ای زیر سر کسی داشتن
زیر دستی
چارپایه زیر مستراح دستی
زر دستی
زبر دستی
نظرات