کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زودرو | کلماتور
معنی کلمه : زودرو
تلفظ بین المللی :
/zˈuːdruː/
تلفظ :
[z'u:dRu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
باد زودروده
رفتگی زودرس
زردرو
زردرویی
زنگ زدگی زودرس
زود رو
زودجوش
زودرس
زودرنج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
زودرو. [ رَ / رُو ] (نف مرکب ) مرادف تیزرو. (آنندراج ). زودرونده . تندرو. سریعالحرکه . (فرهنگ فارسی معین ). سریعالحرکه و شتابان و بادپا. (ناظم الاطباء). سبک رو. تندرو. تیزرو. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : ستاره اندر مستقیمی زودرو باشد. (التفهیم بیرونی ).دل او وقت عطا دادن بحریست فراخ که مه زودرو اندر طلب معبر اوست . فرخی .زودرو عزم او فراز و نشیب تیزبین حزم او سپید و سیاه . ابوالفرج رونی .زودرو و زو...
کلمات مرتبط
باد زودروده
رفتگی زودرس
زردرو
زردرویی
زنگ زدگی زودرس
زود رو
زودجوش
زودرس
زودرنج
نظرات