معانی کلمه : زهروی
لغت نامه دهخدا
زهروی. [ زُ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به ستاره زهره. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- بیماریهای زهروی ؛ امراض مقاربتی. ( یادداشت ایضاً ). بیماریهای عفونی که معمولاً بواسطه مقاربت سرایت می کند مانند سیفلیس و سوزاک. ( از دایرة المعارف فارسی ). رجوع به زُهره شود.
- بیماریهای زهروی ؛ امراض مقاربتی. ( یادداشت ایضاً ). بیماریهای عفونی که معمولاً بواسطه مقاربت سرایت می کند مانند سیفلیس و سوزاک. ( از دایرة المعارف فارسی ). رجوع به زُهره شود.
فرهنگ عمید
مربوط به ارتباط جنسی.
فرهنگ فارسی
الهه عشق، مربوطبه ارتباطجنسی، بیماری مقاربتی
منسوب به ستاره زهره
منسوب به ستاره زهره
