Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زنکه

تلفظ بین المللی : /zanˈakeː/ تلفظ :‌ [zan'ake:]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • الاینده های زنده
  • رنگ زنده
  • روزنامۀ زنده
  • زل و زنده
  • زناه
  • زنبه
  • زنجه
  • زنده
  • زنده افزار
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( اسم ) برای تحقیر و توهین زن استعمال شود زنیکه .

مترادف و متضاد

sirrah (اسم)
یارو، زنکه

jade (اسم)
زن هرزه، اسب پیر، یشم، زنکه، مرد بی معنی، دختر لاسی، پشم سبز

کلمات مرتبط

  • الاینده های زنده
  • رنگ زنده
  • روزنامۀ زنده
  • زل و زنده
  • زناه
  • زنبه
  • زنجه
  • زنده
  • زنده افزار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات