زراب . [ زَ ] (اِخ ) نام کوهی است در نواحی بغداد. (برهان ) (از جهانگیری ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء).
( زرآب ) زرآب. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زراب. طلای حل کرده ومالیده را... گویند که استادان نقاش بکار برند. ( برهان ) ( آنندراج ). زر حل کرده. ( شرفنامه منیری ). طلای محلول. ( غیاث اللغات ). آب طلا وطلای مسحوق و مخلوط با آب که نقاشان و مذهبان بکار...
فرهنگ عمید
( زرآب ) آب طلا که در نقاشی و تذهیب کاری به کار می رود.
فرهنگ معین
(زَ) (اِمر.) آب طلا.
( ~.) (اِ.) کنایه از: شراب زرد رنگ .
(زَ ) (اِمر. ) آب طلا. ( ~. ) (اِ. ) کنایه از: شراب زرد رنگ .
فرهنگ فارسی
شراب زرد رنگ نام کوهی است در نواحی بغداد ( زر آب ) موضعی است که در آن مسجد رسول اکرم بر سر راه تبوک و مدینه بنا شده است
دانشنامه عمومی
زراب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:زراب (بافت)زراب (دهلران)wiki: ایران است.این روستا در دهستان دشتاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: بخش زرین آباد شهرستان دهلران در استان ایلام ایران است.این روستا در دهستان سیدناصرالدین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۴ نفر (۷۸خانوار) بوده است.wiki: زرا...