زرابی. [ زَ بی ی ] ( ع اِ ) بالشچه ها و گستردنی ها وهرچه که گسترده و تکیه بر آن کرده شود واحد آن زِربی ( زُربی ) است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و فی اللسان : «الواحد من کل ذلک زَربِیّة» و منه فی القرآن : «و زرابی مبثوثة». ( قرآن 16/88 ). ( اقرب الموارد ). || گیاه زرد یا گیاه سرخ سبزی آمیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).