Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبیب بری

تلفظ بین المللی : /zˈabib bˈari/ تلفظ :‌ [z'abib b'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبیب
  • زبیب الجبل
  • زبیب بیدانه
  • زبیب منقی
  • عرق الزبیب
  • حب الزبیب
  • زباب
  • زبی
  • زبید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبیب بری. [ زَ بی ب ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زبیب الجبل است. ( تحفه حکیم مؤمن ). مویزک. مویزج. مویزه. کشمش کرکی. مویزک عسلی. دبق. مویزک کوهی. رجوع به زبیب الجبل شود.

فرهنگ فارسی

زبیب الجبل مویزه

کلمات مرتبط

  • زبیب
  • زبیب الجبل
  • زبیب بیدانه
  • زبیب منقی
  • عرق الزبیب
  • حب الزبیب
  • زباب
  • زبی
  • زبید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات