معانی کلمه : زبون افکن
لغت نامه دهخدا
زبون افکن. [ زَ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه با ناتوانان زورآوری کند. ضعیف چزان. آنکه مردم ناتوان را بیازارد و با آنان زورآوری کند :
مشو با زبون افکنان گاودل
که مانی در اندوه چون خر بگل.
مشو با زبون افکنان گاودل
که مانی در اندوه چون خر بگل.
فرهنگ فارسی
آنکه با ناتوانان زور آوری کند ضعیف چزان
