Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان بند کردن

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn bˈand kˈardan/ تلفظ :‌ [zab'An b'and k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زمان بندی کردن
  • زبان بند
  • زبان بند خرد
  • بند امدن زبان بر اثر ترس
  • زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
  • بند زبان نداشتن
  • شکم بند زنان
  • زبان بدن
  • زفان بند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان بند کردن. [ زَ بام ْ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عمل جادویی برای بستن زبان اقوام زن از بدگویی او پیش شوهر و امثال آن. جادو کردن. افسون کردن : بخواب نرگس جادوش سوگندکه غمزه ش کرد جادو را زبان بند.نظامی.زبان بگشای چون گل روزکی چندکز این کردند سوسن را زبان بند.نظامی.تا زبان بند آن پری نکنم سردرین کار سرسری نکنم.نظامی....

فرهنگ فارسی

عمل جادویی برای بستن زبان اقوام زن از بد گویی او پیش شوهر

کلمات مرتبط

  • زمان بندی کردن
  • زبان بند
  • زبان بند خرد
  • بند امدن زبان بر اثر ترس
  • زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
  • بند زبان نداشتن
  • شکم بند زنان
  • زبان بدن
  • زفان بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات