کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بند-زبان-نداشتن | کلماتور
معانی کلمه : بند زبان نداشتن
تلفظ بین المللی :
/bˈand zabˈɑn nˈadˈɑʃtan/
تلفظ :
[b'and zab'An n'ad'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان بند
زبان بند خرد
زبان بند کردن
بند امدن زبان بر اثر ترس
زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
شکم بند زنان
زبان بدن
زفان بند
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بند زبان نداشتن. [ ب َ دِ زَ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) تاب و مقاومت و خویشتن داری نداشتن :
گر خود رقیب شمعست اسرار از او بپوشان
کان شمع سربریده بند زبان ندارد.
حافظ.
می گفت دوش سوسن در گلستان به بلبل
عاشق نباشد آن کو بند زبان ندارد.
کاتبی.
فرهنگ فارسی
تاب و مقاومت و خویشتن داری نداشتن
کلمات مرتبط
زبان بند
زبان بند خرد
زبان بند کردن
بند امدن زبان بر اثر ترس
زبان کسی بسته شدن یا بند امدن
شکم بند زنان
زبان بدن
زفان بند
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد
نظرات