Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زبان بستن

تلفظ بین المللی : /zabˈɑn bˈastan/ تلفظ :‌ [zab'An b'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زبان بر خود بستن
  • بار بستن زبان
  • زبان بر خود بست
  • زبان بستدن
  • البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زبان بستن. [ زَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از خاموش کردن. ( آنندراج ). خاموش کردن و ساکت نمودن. ( ناظم الاطباء ) : در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت حسن تو ز تحسین تو بسته است زبان را.سعدی.من از حکایت عشق تو بس کنم هیهات مگر اجل که ببندد زبان گفتارم.سعدی.بکوشش توان دجله را پیش بست نشاید زبان بداندیش بست.سعدی.چو سعدی که چندی زبان بسته بودز طعن زبان آوران رسته بود.سعدی ( بوستان ).بزبان نگه از ش...

فرهنگ معین

( ~. بَ تَ ) (مص ل . ) خاموش شدن ، سکوت کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خاموش شدن سکوت کردن . یا زبان بستن کسی را ( مصدر ) او را وادار به سکوت کردن .
کنایه از خاموش گردانیدن

کلمات مرتبط

  • زبان بر خود بستن
  • بار بستن زبان
  • زبان بر خود بست
  • زبان بستدن
  • البستان الجامع لجمیع تواریخ اهل الزمان
  • زبان
  • زبان آماس
  • زبان آمیخته
  • زبان آمیختۀ مادری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات