کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زبان-بر-خود-بست | کلماتور
معنی کلمه : زبان بر خود بست
تلفظ بین المللی :
/zabˈɑn bar xod bˈast/
تلفظ :
[zab'An baR xod b'ast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زبان بر خود بستن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
برخورد زبان ها
زبان بر
زبان بر زبان
زبان بر زبان د
زبان بر زبان داشتن
زبان بر سرکسی
زبان بر سرکسی دراز داشتن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
زبان بر خود بستن. [ زَ ب َ خوَد / خُدْ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) از حرف دیگران درباره خود جلوگیری کردن. مانع بدزبانی و غیبت دیگران شدن :
پس کار خویش آنکه آگه نشست
زبان بداندیش برخود ببست.
سعدی ( بوستان ).
کلمات مرتبط
زبان بر خود بستن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
برخورد زبان ها
زبان بر
زبان بر زبان
زبان بر زبان د
زبان بر زبان داشتن
زبان بر سرکسی
زبان بر سرکسی دراز داشتن
نظرات