Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریز

تلفظ بین المللی : /rˈiz/ تلفظ :‌ [R'iz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • ریز باف
  • ریز بافت
  • ریز بیز
  • ریز بینی
  • ریز دندانه ای
  • ریز ریز
  • ریز مریز
  • ریز مُک
  • ریز و بیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ریز. (ع اِ) مقلوب رِزّ که یکی از دو زای ادغام شده به یاء قلب گردیده است . (از نشوءاللغة ص 12 از ابن الاعرابی ).

ریز. (اِخ ) دهی از بخش سربند شهرستان اراک . دارای 193 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و بنشن و انگور و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)....

فرهنگ عمید

۱. = ریختن
۲. ریزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): اشک‌ریز، خون‌ریز، گوهرریز.
۳. ریخته‌شده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): سرریز، دورریز.

۱. هرچیز خُرد و بسیار کوچک؛ خُرد؛ کوچک؛ ذره.۲. (اسم) فهرست: ریزنمرات.۳. (اسم) [قدیمی] نعمت.۴. (اسم) [قدیمی] قطره؛ جرعه: ◻︎ ای فیض رحمت تو گنه‌شوی عاصیان / ریزی بریز بر دل خاقانی از صفا (خاقانی: ۶).۵. [قدیمی] پیاله؛ پیمانه.⟨ ریزریز: پاره‌پاره؛ خرده‌خرده....

فرهنگ معین

(ص .) خرد، کوچک .

(اِ.) کام ، آرزو.

(ص . ) خرد، کوچک .
(اِ. ) کام ، آرزو.

دانشنامه آزاد فارسی

شهری در استان بوشهر، شهرستان جم، و مرکز اداری بخش ریز، با ارتفاعی حدود ۲۸۰ متر. در منطقه ای کوهستانی در ۱۵۴کیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر و ۳۶کیلومتری شمال غربی جم، سر راه جم به بوشهر، قرار دارد. رودخانۀ باغان از کنار آن می گذرد. اقلیم آن گرم و خشکو جمعیت آن ۱,۸۰۸ نفر است (۱۳۸۵).wikijoo: ریز...

فرهنگ فارسی

تکرار سریع و ممتد یک نغمه و گاه دو نغمه

ریزه، خرد، کوچک، بسیارریز، ذره
( اسم ) کام آرزو هوی و هوس .
ده مرکز دهستان ریز بخش خورموج شهرستان بوشهر .

دانشنامه عمومی

نام پیشین زرین شهر مرکز شهرستان لنجان استان اصفهان

نام سابق شهر زرین شهر، اصفهانریز (شهر)، بوشهرwiki: استان بوشهر در جنوب ایران. این شهر در بخش ریز از توابع شهرستان جم قرار دارد.درگاه ملی آمارجمعیت این شهر در سال ۱۳۹۵ برابر با ۳۲۸۲ نفر بوده است.بخش ریز نیمه غربی شهرستان جم را تشکیل می دهد. این شهرستان در منتهی الیه جنوب شرقی استان بوشهر واقع است بخش ریز از شمال با شهرستان فیروز آباد فارس؛ از...

گویش اصفهانی

تکیه ای: riz / kasla
طاری: riz
طامه ای: riz
طرقی: hürdoriz / kas
کشه ای: riz
نطنزی: riz

مترادف و متضاد

شکسته

خرد، کوچک

۱. خرد، کوچک
۲. شکسته

list (اسم)کنار، صورت، ریز، نرده، سیاهه، فهرست، جدول، کجی، شیار، سجاف، فرد، میدان نبردpony (صفت)ریز، ریزهteeny (صفت)ریز، کوچک، ریزه، ناچیزminikin (صفت)ریز، کوچولو، خرد، ظریفsnippety (صفت)ریزweeny (صفت)ریز، کوچک، بی اهمیتsmall (صفت)پست، خفیف، ریز، کوچک، ریزه، خرد، محقر، کم، جزئی، دونlittle (صفت)پست، مختصر، ریز، کوچک، کوتاه، خرد، بچگانه، ا...

واژه نامه بختیاریکا

پسوند ازدیاد. مثلاً آستارِه ریز یعنی ستاره ریز؛ ستاره باران
شن؛ سنگریزه
معادل باران؛ نشان وفور است. دُیمه ریز یعنی دکمه ریز؛ یا آستاره ریز یعنی ستاره باران
( ● ) ؛ پسوندیست؛ مثلا آستارِه ریز؛ ستاره باران
پِندلِه؛ پِندلاکه؛ چِنجاله؛ نَک؛ رِزِل ( رزلک ) ؛ رزله؛ ریزلک؛ تِریز

فرهنگستان زبان و ادب

{tremolo/ tremulo (it. ), tremolando (it. )} [موسیقی] تکرار سریع و ممتد یک نغمه و گاه دو نغمه

کلمات مرتبط

  • ریز باف
  • ریز بافت
  • ریز بیز
  • ریز بینی
  • ریز دندانه ای
  • ریز ریز
  • ریز مریز
  • ریز مُک
  • ریز و بیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات