Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روایت کننده

تلفظ بین المللی : /revˈɑjat konˈandeː/ تلفظ :‌ [Rev'Ajat kon'ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رؤیت کننده حالت
  • ماهیچه راست کننده مو
  • ماهیچه های راست کننده ستون مهره ها
  • رؤیت کنندگان حضرت مهدی
  • کانده راست
  • روایت
  • روایت کردن
  • روایت شده
  • روایت متداول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روایت کننده. [ رِ ی َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) راوی. ( دهار ). راوی. راویة. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). نقل کننده. حکایت کننده : واز فرزندان نعیم بن سعد روایت کنندگانیم. ( تاریخ قم ص 278 ). و رجوع به روایت و روایت کردن و روایة شود.

فرهنگ فارسی

راوی نقل کننده

کلمات مرتبط

  • رؤیت کننده حالت
  • ماهیچه راست کننده مو
  • ماهیچه های راست کننده ستون مهره ها
  • رؤیت کنندگان حضرت مهدی
  • کانده راست
  • روایت
  • روایت کردن
  • روایت شده
  • روایت متداول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات