Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رواء

تلفظ بین المللی : /ravˈɑ/ تلفظ :‌ [Rav'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ربیعهبن رواء
  • راحله روا
  • روآب زی
  • روآب زی واقعی
  • روآب زی کاذب
  • روا
  • روا امدن
  • روا داشتن
  • روا دانستن
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

رواء. [ رَ ] (اِخ ) چاه زمزم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نامی است برای چاه زمزم . (از معجم متن اللغة). اسمی است از اسامی زمزم . (از معجم البلدان ).

رواء. [ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رَیّان . (منتهی الارب ) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به رَیّان شود. || ج ِ رَیّا مؤنث رَیّان . (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). رجوع به رَیّا شود....

فرهنگ معین

(رِ) [ ع . ] (اِ.)ریسمانی که بدان بار بر پشت ستور بندند.

(رُ) [ ع . ] 1 - (اِمص .) زیبارویی ، جمال . 2 - (اِ.) دیدار نیکو. 3 - چهره ، صورت . 4 - آبرو.

(رِ ) [ ع . ] (اِ. )ریسمانی که بدان بار بر پشت ستور بندند.
(رُ ) [ ع . ] ۱ - (اِمص . ) زیبارویی ، جمال . ۲ - (اِ. ) دیدار نیکو. ۳ - چهره ، صورت . ۴ - آبرو.

کلمات مرتبط

  • ربیعهبن رواء
  • راحله روا
  • روآب زی
  • روآب زی واقعی
  • روآب زی کاذب
  • روا
  • روا امدن
  • روا داشتن
  • روا دانستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات