رهین گشتن. [ رَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مرهون شدن. در گرو بودن. مدیون شدن : ای به فضل تو امامان جهان گشته مقرای به شکر تو بزرگان جهان گشته رهین.فرخی.کدام کس که نه او را به طبع گشت رهی کدام دل که نه او را به مهر گشت رهین.فرخی.گیتی او را بجان رهین گشتی دولت او را بطوع رام شدی.مسعودسعد.قضا مساعد او و قدر مسخر اویکی چو گشته رهین و یکی چو گشته اسیر.مسعودسعد....