رهین . [ رَ ] (اِخ ) لکهنوی . برهان علی خان فرزند معزالدین خان . از شاعران پارسی گوی قرن سیزدهم هجری هند بود. بیت زیر از اوست : به اظهار غم دوری و عرض حال مشتاقی زبان فرسوده در کام و حکایت همچنان باقی .
(از فرهنگ سخنوران ) (قاموس الاعلام ترکی ).
رجوع به فرهنگ سخنوران شود. رهین . [ رَ ] (ع ص ، اِ) گروی . (منتهی الارب ). گروگذاشت...
فرهنگ عمید
گروگذاشته شده، مرهون.
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - گرو گذاشته شده . ۲ - کفیل ، ضامن .
فرهنگ فارسی
مرهون، گرو، گروگ اشته ( صفت ) ۱ - گروگذشته شده مرهون . ۲ - کفیل ضامن . لکهنوی . برهانی علی خان فرزند معزالدین خان از شاعران پارسی گوی قرن سیزدهم هجری هند بود .
[ویکی الکتاب] معنی رِهِینَ: گِرو - در گِرو (رهن و رهین و مرهون آن چیزی است که به عنوان وثیقه و گرو به کسی میدهی و از او چیزی قرض میکنی و چون هر جا این کلمه به چشم بخورد تصوری از معنای حبس و نگهداری به ذهن میرسد ، لذا این کلمه را در حبس هر چیزی نیز استعمال کردند ، هر چند که ربطی...معنی رَهِینَةٌ: گِرو - در گِرو (رهن و رهین و مرهون آن چیزی است که به عنوان وثیقه و گرو به کسی میدهی و از او چیزی قرض می...