کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رهانیدن | کلماتور
معانی کلمه : رهانیدن
تلفظ بین المللی :
/rahˈɑnidˌan/
تلفظ :
[Rah'Anid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رهانیدن از
باز رهانیدن
خویشتن رهانیدن
رسانیدن
رسانیدنی
رمانیدن
رهاندن
رهانیده
روانیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رهانیدن. [رَ دَ ] ( مص ) رهاندن. متعدی از رهیدن و رستن. تخلیص. نجات دادن. خلاص. رهاندن. ( یادداشت مؤلف ). خلاص کردن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). افلاط. ( منتهی الارب ). استنقاذ. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). انقاذ.( دهار ) ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ). تخلیص. ( منتهی الارب ). تفلیص. ( منتهی الارب ) تنجیة. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ) ( المصادر زوزنی ) ( دهار ) : جهانی رها...
فرهنگ معین
(رَ دَ ) (مص م . ) رهاندن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( رهانید رهاند خواهد رهاند برهان رهاننده رهانیده ) نجات دادن خلاص کردن ( از قید و بند ) .
متعدی از رهیدن و رستن . تخلیص . نجات دادن .
مترادف و متضاد
rescue
(فعل)
رهایی دادن، خلاص کردن، نجات دادن، رهانیدن
کلمات مرتبط
رهانیدن از
باز رهانیدن
خویشتن رهانیدن
رسانیدن
رسانیدنی
رمانیدن
رهاندن
رهانیده
روانیدن
نظرات