Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رها

تلفظ بین المللی : /rahˈɑ/ تلفظ :‌ [Rah'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • رها امدن
  • رها جستن
  • رها شدن
  • رها کردن
  • رها کردنی
  • رها گردیدن
  • رها یافتن
  • رها دهنده
  • رها ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

رها. [ رُ ] (اِخ ) رهاء. شهری است در جزیره مابین موصل و شام که اکنون معروف به ادسا می باشد. (ناظم الاطباء). رها شهری است خرم [ از جزیره ] و بیشتر مردمان وی ترسایان اند و اندر وی یکی کنیسه است که اندر همه ٔ جهان کنیسه ای از آن بزرگتر و آبادان تر و عجب تر نیست و سوادی خرم دارد و اندر وی رهبانان اند. (حدودالعالم ). شهر قدیم و پرثروتی بود در بین النهرین شمالی ، و یونانیان آن را ادس می نامیدند و امروزه...

فرهنگ عمید

آزاد؛ یله؛ بی‌قیدوبند.
⟨ رها شدن: (مصدر لازم) آزاد شدن؛ نجات یافتن از قیدوبند.
⟨ رها کردن: (مصدر متعدی) آزاد کردن؛ ول کردن.

آزاد، یله، بی قیدوبند.
* رها شدن: (مصدر لازم ) آزاد شدن، نجات یافتن از قیدوبند.
* رها کردن: (مصدر متعدی ) آزاد کردن، ول کردن.

فرهنگ معین

(رَ ) (ص فا. ) خلاص شده .

دانشنامه آزاد فارسی

رُها
رجوع شود به:اورفه
wikijoo: رها

فرهنگ فارسی

آزاد، یله، بی قیدوبند، مقابل گرفتار
( صفت ) نجات یافته خلاص شده ( از قید و بند ) .
رها شهری است در جزیره ما بین موصل و شام که اکنون معروف به ادسا می باشد .

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۷°۰۹′ شمالی ۳۸°۴۸′ شرقی / ۳۷٫۱۵۰°شمالی ۳۸٫۸۰۰°شرقی / 37.150; 38.800شانلی اورفهرُها (یونانی: Ἔδεσσα اِدِسا، آرامی: Riha یا Urhāy، ارمنی: Urhai، عربی: الرها) شهری تاریخی از عصر آشوریان بوده، واقع در شمال میان رودان جزیرهٔ مابین موصل و شام که یونانیان آن را اِدِسا می نامیدند. بیشتر مردمان آن پیروان مسیحی نسطوری بودند. امروزه به شانلی اورفه معروف است و در جنوب کشور ترکیه امروزی قرار دارد. ...

گویش مازنی

آزاد رها

/rehaa/ آزاد رها

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rahā) نجات یافته و آزاد ، با آزادی ، آزادانه ، رهایی .

اسم: رها (دختر) (فارسی) (تلفظ: rahā) (فارسی: رَها) (انگلیسی: raha)
معنی: نجات یافته، آزاد، نجات یافته و آزاد، با آزادی، آزادانه، رهایی

مترادف و متضاد

یله

بی‌بند

آزاد، خلاص، فارغ، مرخص، مستخلص، وارسته

پراکنده، پرت، ترک، متروک، واگذار، ول، ولو

۱. آزاد، خلاص، فارغ، مرخص، مستخلص، وارسته
۲. بیبند
۳. پراکنده، پرت، ترک، متروک، واگذار، ول، ولو
۴. یله

free (صفت)مستقل، مجاز، روا، اختیاری، عاری، ازاد، حق انتخاب، رایگان، مجانی، رها، مختار، مبرا، غیر مقید، سرخود، میدانی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] رها (شهر). شهری است در بین النهرین علیا. نام یونانی این شهر اِدِسا است که اعراب مسلمان «الرّها» خوانده اند، از کلمه «کاللیرهو» یونانی گرفته شده است. رها در کنار یکی از شعب رودخانه بلیخ واقع بود.به نوشته بلاذری، ابوعبیده، عیاض بن غنم را به رها گسیل داشت و او آنجا را فتح کرد. ابن خرداذبه در نیمه دوم قرن سوم، رها را یکی از شهرهای دیار مضر نام برده و فاصله آن را تا حرّان چهار فرسخ ن...

واژه نامه بختیاریکا

اوسار کندِه؛ یلخی

کلمات مرتبط

  • رها امدن
  • رها جستن
  • رها شدن
  • رها کردن
  • رها کردنی
  • رها گردیدن
  • رها یافتن
  • رها دهنده
  • رها ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات