Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رها امدن

تلفظ بین المللی : /rahˈɑ ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [Rah'A 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رها آمدن
  • راه امدن
  • روا امدن
  • سر راه کسی امدن
  • راه امدن باکسی
  • راه آمدن
  • روا آمدن
  • رها
  • رها جستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( رها آمدن ) رها آمدن. [ رَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) رها شدن. خلاص شدن. ( یادداشت مؤلف ) : بدان تا جهان از بد اژدهابه فرمان و گرز من آید رها.فردوسی.مگر زنده از چنگ این اژدهاتن یک جهان مردم آید رها.فردوسی.نهان بود چند از دم اژدهانیامد به فرجام هم زو رها.فردوسی.خورش ساخت آن مغز را اژدهانیاید یکی تن ز چنگش رها.فردوسی....

فرهنگ فارسی

( رها آمدن ) رها شدن . خلاص شدن

کلمات مرتبط

  • رها آمدن
  • راه امدن
  • روا امدن
  • سر راه کسی امدن
  • راه امدن باکسی
  • راه آمدن
  • روا آمدن
  • رها
  • رها جستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات