کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رنگ-پریدگی | کلماتور
معانی کلمه : رنگ پریدگی
تلفظ بین المللی :
/ranɡpˌaridˈeɡi/
تلفظ :
[Rangp,aRid'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سایه سپیدتری از رنگ پریدگی
رنگ
رَنگ
رِنگ
رنگ آمیزه
رنگ آمیزی 1
رنگ آمیزی 2
رنگ آمیزی اسیدمقاوم
رنگ آمیزی گِرَم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
رنگ پریدگی. [ رَ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )رنگ باختگی. بیرنگ شدن چهره از خشم یا ترس یا بیماری. رجوع به رنگ پریدن و رنگ باختن و رنگ باختگی شود.
فرهنگ عمید
۱. رنگ باختگی.
۲. بی رنگی یا زردی رنگ چهره از ترس، بیماری، یا علت دیگر.
فرهنگ فارسی
کمرنگی پریده شدن رنگ ( صورت و غیره ): [[ با صورت رنگ پریده وارد شد ]] .
مترادف و متضاد
wanness
(اسم)
رنگ پریدگی
کلمات مرتبط
سایه سپیدتری از رنگ پریدگی
رنگ
رَنگ
رِنگ
رنگ آمیزه
رنگ آمیزی 1
رنگ آمیزی 2
رنگ آمیزی اسیدمقاوم
رنگ آمیزی گِرَم
نظرات