رنگرزی. [ رَ رَ ] ( حامص مرکب ) شغل و کار رنگرز. صباغی. صباغت. || ( اِ مرکب ) دکان رنگرز. کارخانه رنگرز. - امثال : مگر خُم ِ رنگرزی است ؛ یعنی انجام این کار بدین سرعت که خواهی میسر نیست. انجام دادن این کار مستلزم دقت و فرصت بیشتری است.
فرهنگ عمید
شغل و عمل رنگرز.
فرهنگ معین
( ~. رَ ) ۱ - (حامص . ) عمل و شغل رنگرز. ۲ - (اِمر. ) دکان رنگرز.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل رنگرز . ۲ - ( اسم ) دکان رنگرز .
افزودن رنگبخش به ماده که یا با زیرایند (substrate) پیوند شیمیایی تشکیل میدهد یا براثر فرایندی فیزیکی که برای تغییر رنگ انجام میشود، کاملاً به ماده متصل میشود متـ . رَزش
دانشنامه عمومی
رنگرزی یا صبّاغی به فرایندی گفته می شود که در طی آن کالای نساجی مثل الیاف، نخ، پارچه یا پوشاک در محلولی که شامل مواد رنگزا و مواد شیمیایی می باشد، رنگ آمیزی گردد و مولکول های رنگ، با دوامی نسبی با مولکول های کالای نساجی، پیوند محکمی برقرار نمایند. به عبارت دیگر رنگرزی مهارتی است که طی آن مادهٔ رنگزا در درجهٔ حرارت هدایت شده و زمان مشخص، داخل الیاف یا کالای منسوج (بافته شده) نفوذ کرده و آن را رنگ م...
مترادف و متضاد
صباغت
intinction(اسم)
ریزش، القاء، تزریق، رنگرزی، صباغی
فرهنگستان زبان و ادب
{dyeing} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] افزودن رنگ بخش به ماده که یا با زیرایند (substrate ) پیوند شیمیایی تشکیل می دهد یا براثر فرایندی فیزیکی که برای تغییر رنگ انجام می شود، کاملاً به ماده متصل می شود
متـ . رَزش