کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رنگرزی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : رنگرزی کردن
تلفظ بین المللی :
/ranɡrˈazi kˈardan/
تلفظ :
[RangR'azi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با ماده رنگی رنگ کردن
جدا کردن عناصر رنگی از هم
رنگرزی
رنگرزی فشاری
رنگرزی دانشپور
رنگرزی در هند باستان
رنگرزی سنتی
رنگرزی صنعتی
رنگرزی کاتازوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رنگرزی کردن. [ رَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صباغی کردن. رنگ کردن پارچه و جز آن. و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود :
بروزگارخزان زرگری کند شب و روز
بروزگار بهاران کندت رنگرزی.
منوچهری.
فرهنگ فارسی
صباغی کردن رنگ کردن پارچه و جز آن
کلمات مرتبط
با ماده رنگی رنگ کردن
جدا کردن عناصر رنگی از هم
رنگرزی
رنگرزی فشاری
رنگرزی دانشپور
رنگرزی در هند باستان
رنگرزی سنتی
رنگرزی صنعتی
رنگرزی کاتازوم
نظرات