Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رشتاک

تلفظ بین المللی : /raʃtˈɑk/ تلفظ :‌ [RaSt'Ak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم ها
  • رستاک
  • رِشتار
  • رشتار
  • تشتک رشتک
  • رشتال
  • رشتان
  • رشتوک
  • رشتک
  • الرشتات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

رشتاک. [ رَ ] ( اِ ) شاخه ای که تازه از بیخ درخت برآمده و راست رُسته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ). به معنی رستاک است. ( فرهنگ اوبهی ). رجوع به رستاک و ستاک شود.

فرهنگ عمید

رستاک#NAME?

= رستاک

فرهنگ فارسی

شاخه ای که تازه از بیخ درخت بر آمده و راست رسته باشد .

گویش مازنی

شاخه ی نورسته

/roshtaak/ شاخه ی نورسته

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: raštāk) (= رستاک) ، شاخه‌ای که از بیخ درخت بر آمده و راست رسته باشد . ← رستاک .

اسم: رشتاک (پسر) (فارسی) (تلفظ: raštāk) (فارسی: رَشتاک) (انگلیسی: rashtak)
معنی: رستاک، شاخه ای که از بیخ درخت بر آمده، ( = رستاک )، شاخه ای که از بیخ درخت بر آمده و راست رسته باشد

کلمات مرتبط

  • رستاک
  • رِشتار
  • رشتار
  • تشتک رشتک
  • رشتال
  • رشتان
  • رشتوک
  • رشتک
  • الرشتات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات