Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رباخ

تلفظ بین المللی : /rabˈɑx/ تلفظ :‌ [Rab'Ax]
لغت نامه دهخدا
  • رباخوار
  • رباخواری
  • رباخور
  • مبنی بر رباخواری
  • رباخواره
  • رباخوارگی
  • رباخواری از نگاه اسلام
  • رابخ
  • راخ
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رباخ. [ رَ ] ( ع مص ) بیهوش گردیدن زن وقت جماع. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). سست شدن زن. || زایل شدن عقل رونده از تعب و ماندگی. || رباخ شتر در ریگزار؛ دشوار شدن راه رفتن بر وی در آن و سست و زبون گشتن وی از خستگی و رنج. رَبَخ. رُبوخ. ( از متن اللغة ). رجوع به مصادر مذکور شود. ( از متن اللغة ).

کلمات مرتبط

  • رباخوار
  • رباخواری
  • رباخور
  • مبنی بر رباخواری
  • رباخواره
  • رباخوارگی
  • رباخواری از نگاه اسلام
  • رابخ
  • راخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات