راخ . (اِخ ) قلعه ای است در یمن . (معجم البلدان ).
راخ . (ع ص ) رجل راخ ؛ مرد فراخ زیست . رخی ّ. (منتهی الارب ).
صدای حرکت کردن و قل خوردن برخی اشیا و اجسام کوچک
اندوه، حزن، غصه، غم، محنت