معانی کلمه : راه اندازی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
عمل به راه انداختن سامانههای عامل
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
triggering (اسم)
رها سازی، راه اندازی
واژه نامه بختیاریکا
نشستن وا کار
فرهنگستان زبان و ادب
{boot , bootstrap} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل به راه انداختن سامانه های عامل
