معانی کلمه : راه اندازی نافرجام
فرهنگ فارسی
ناتمام ماندن فرایند روشن شدن هواگَرد به دلیل عدم احتراق طبیعی در محدودۀ زمانی مقرر
فرهنگستان زبان و ادب
{aborted start} [حمل ونقل هوایی] ناتمام ماندن فرایند روشن شدن هواگَرد به دلیل عدم احتراق طبیعی در محدودۀ زمانی مقرر
