معانی کلمه : راعب
لغت نامه دهخدا
راعب . [ ع ِ ] (اِخ ) زمینی است : منها الحمام الراعبی ؛ یعنی نوعی از کبوتر. (از تاج العروس ). (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام زمینی که کبوتر راعبی منسوب بدانجاست . (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
زمینی است منها الحمام الراعبی یعنی نوعی از کبوتر .
