راست گفتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سخن راست بر زبان راندن. راستگویی. مقابل دروغ گفتن. بِرّ؛ راست گفتن. ( منتهی الارب ). صِدق ؛ راست گفتن. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ) : از آنکه مدح تو گویم درست گویم و راست مرا بکار نیاید سریشم و کیدا.دقیقی.راست گویم علم ورزم طاعت یزدان کنم این سه چیز است ای برادر کار عقل مکتسب.ناصرخسرو.من راست خود بگویم چون راست هیچ نیست خود راستی نهفتن هرگز کجا توان.مسعودسعد...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - حقیقت گفتن صدق . ۲ - درست گقتن صحیح گفتن .