معانی کلمه : راست صورت
لغت نامه دهخدا
راست صورت. [ رَ ] ( ص مرکب ) دارای صورتی راست. استوار صورت. که صورت مستقیم دارد. که شکل و صورت راست دارد. آنکه دارای صورت راست و مستقیم است :
الف راست صورت صواب است لیکن
اگر کژ شود هم خطایی نیابی.
الف راست صورت صواب است لیکن
اگر کژ شود هم خطایی نیابی.
فرهنگ فارسی
دارای صورتی راست استوار صورت .
